نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیر

کز برون‌ گل بود و مشک و از درون می بود و شیر

رخ چو آب اندر شراب و تن چو خز اندر سمن

لب چو لعل اندر نبات و پر چو سیم اندر حریر

دست و بازو چون بلور و عارض و دندان چو در

زلف و ابرو چون‌کمان و غمزه و بالا چو تیر

دلبری بس دلستان و شاهدی بس دلربا

نازکی بس دلفریب و چابکی‌بس دلپذیر

من درو چشمی‌زدم چونانکه بی‌شرمان زنند

او زشرم آتش پراکند از بر بد‌ر منیر

چون بیامد گفتم ای کرده دلم زیر و زبر

جور بر آن کت همی بیرون فرستد خیر خیر

ماه برگیرد بدان زلف‌ کمندت چون‌ کمر

حور درگیرد بدان گرد سمندت چون عبیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی‌های معشوق می‌پردازد. او چهره معشوق را به ماه تشبیه می‌کند و ویژگی‌های او را با نمادهای زیبا توصیف می‌کند؛ گل، مشک، شراب، شیر و ... . معشوق دارای لب‌هایی چون لعل و پوستی چون خز است و از ناز و زیبایی‌هایش به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. شاعر با دلی پرشور به توصیف دلربایی و چابکی معشوق می‌پردازد و در نهایت از عشق و شیفتگی خود سخن می‌گوید. او با عشق و شوق فراوان، به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه دلش در اثر دیدن او به هم ریخته است.