شمارهٔ ۲۸ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای داده روی خوب تو خورشید را نظام
ایگشته عالمی به سر زلف تو غلام
بر ماه لاله داری و بر لاله سلسله
هرگز که دید سلسله بر مه ز عود خام
در زیر سایهٔ سر زلفین عارضت
کالْبَدْر فیالرّیٰاحین والشّمس فیالغَمام
ای روی تو چو لاله و قد تو همچو سرو
وی خال تو چو دانه و زلف تو همچو دام
روی از رهی نتابی و در بنده ننگری
ای بیوفای کمخرد آخر کم از سلام
خونم حرام دانی و بوسه حرام چیست
می ننگری که بوسه حلال است و خون حرام
گر باد صبحدم به تو آرد پیام من
زنهار تا نگیری آزار از آن پیام
هرگز بود که باز خرامی به سوی من
بر کف گرفته ساغر و بر لب نهاده جام
تو باده نوش کرده و من گفته مر تورا
یا ایّها الغَزال تَنشا لَکَ المدام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعر عاشقانهای است که در آن شاعر از زیبایی و جذبه معشوق سخن میگوید. او معشوق را چون خورشید، ماه و لاله توصیف میکند و در توصیف زلف و قامت او به بلندی سرو و زیبایی خال او اشاره میکند. شاعر از معشوق میخواهد که به او بیاعتنایی نکند و بر وفای او تأکید میکند. همچنین به تضاد میان عشق و حرام بودن خون و بوسه میپردازد. او از باد صبح میخواهد که پیام عشقش را به معشوق برساند و خواستار پیوندی دوباره است. در نهایت، شاعر با تمثیلها و تصاویری زیبا احساسات عمیق خود را بیان میکند.