شمارهٔ ۲۶ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
آن زلف نگر بر آن بر و دوش
وان خط سیه بر آن بناگوش
هر دو شده پیش ماه و خورشید
مانندهٔ حاجبان سیهپوش
بیگرمی و بیفروغ آتش
چون عنبر و مشکدوش بر دوش
آن داده به عاشقان غم و درد
وین برده زعاقلان دل و هوش
سنبل خط و لاله رخ نگاری است
آن ماه سمنبر گل آغوش
از سنبل اوست نوش من زهر
وز لالهٔ اوست زهر من نوش
گویند که یادکن مر او را
واندر غم او مباش خاموش
گویمکه به حیله چونکنم یاد
آن را که نکردهام فراموش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای یک معشوق میپردازد و از زلف و چهره او تعریف میکند. او این زیباییها را نسبت به ماه و خورشید و همچنین به حاجبان سیاهپوش تشبیه میکند. شاعر احساساتی مانند عشق و درد را بیان میکند و میگوید که یاد معشوق در دل او همیشه زنده است، حتی اگر بخواهد بهخاطر غم و فراق، او را فراموش کند. شاعر با زبان زیبا و استعاری از عشق و خاطراتش سخن میگوید و ابراز میکند که یاد او هرگز از یادش نمیرود.