شمارهٔ ۲۹ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خبرت هست که در آرزوی روی توام
وز غم و فرقت تو تافته چون موی توام
خسته هجر تو و سوخته عشق توام
عاشق موی تو و شیفتهٔ روی توام
بوی تو باد سحرگه به من آرد صنما
بندهٔ باد سحرگه ز پی بوی توام
به سر تو که برم عهد وفای تو به سر
تا بدانی که هواخواه و هواجوی توام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از عشق و longing نسبت به معشوق صحبت میکند. او بیان میکند که به شدت به خاطر دوری و غم معشوق رنج میبرد و عاشق زیبایی و موهای اوست. همچنین، او میگوید که بوی معشوق در صبح او را به وجد میآورد و به او یادآوری میکند که همیشه پیگیر و وفادار به اوست. در نهایت، شاعر با ابراز احساسات عمیق خود، به معشوق اطمینان میدهد که همیشه به او فکر میکند.