نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلم را یاری از یاری ندیدم

غمم را هیچ غمخواری ندیدم

به قاف عشق بر سیمرغ شادی

اگر دیدی تو من باری ندیدم

امید راحتی اندر که بندم

کزو در حال آزاری ندیدم

دلم را با دهانت کاری افتاد

کز آن در بسته‌تر کاری ندیدم

به هر بادی شود زلف تو از جای

به سان او سبکباری ندیدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تنهایی و عدم یاری در غم‌ها سخن می‌گوید. او اشاره می‌کند که حتی در عشق و شادی نیز امیدی نمی‌بیند و در کنار درد و رنج، آرامش را نمی‌یابد. دلی که تحت تأثیر دیگری قرار گرفته، باز هم در تنگنا و بسته باقی مانده است. همچنین، شاعر به زیبایی زلف مخاطب اشاره می‌کند که مانند پریشانی در باد به راحتی جابجا می‌شود و از آزادی آن حکایت می‌کند. به طور کلی، شعر احساس عمیق تنهایی و عدم آرامش را به تصویر می‌کشد.