نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

تا دل بود ای دلبر تا جان بود ای جانان

با مهر تو دارم دل با عشق تو دارم جان

گر دل ببری شاید زیرا که تویی دلبر

ور جان ببری زیبد زیرا که تویی جانان

هوش از همه بستانی چون غمزه‌ کنی ناوک

گوی از همه بربایی چون زلف‌ کنی چوگان

هرچندکه سلطانم آخر به تو محتاجم

چون عشق پدید آید محتاج شود سلطان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به محبوب است. شاعر می‌گوید تا زمانی که قلب و جان دارد، به محبوبش دل بسته است و او را دلیل زندگی خود می‌داند. اگر دلش را برباید، زیبایی و جذابیت او باعث آن است و اگر جانش را بگیرد، این به خاطر اهمیت و جایگاه محبوب در زندگی‌اش است. همچنین، او به قدرت و سلطنت خود اشاره می‌کند، اما بیان می‌کند که در برابر عشق، حتی سلطان نیز نیازمند محبوب است و عشق انسان‌ها را به ضعف می‌کشاند.