نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بربود روزگار تو را از کنار من

وز تن ببرد داغ فراقت قرار من

جفت دگر کسی و غمان تو جفت من

یار دگر کسی و فراق تو یار من

تو شادمانه جای دگر بر مراد خویش

وینجا به جان رسیده زعشق تو کار من

تا از کنار من تو کرانه گرفته‌ای

بی‌خون دل نبود زمانی کنار من

هر جایگاه که روزی با تو نشسته‌ام

آن جایگه شدست‌ کنون غمگسار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق اندوه و فراق شاعر از معشوقش است. شاعر احساس می‌کند که روزگار او را از کنار معشوق دور کرده و این فاصله باعث درد و رنج او شده است. او اشاره می‌کند که در حالی که معشوق در خوشی و شادی زندگی می‌کند، او در غم و اندوه ناشی از دوری به سر می‌برد. هر جایی که شاعر یادآور لحظات خوش با معشوق است، حالا به مکانی برای غم و افسردگی او تبدیل شده است. کلام شاعر بیانگر عاطفه عمیق و درد فراق است.