نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بار دیگر باز گرم افتادم اندر کار او

باز نشکیبم همی یکساعت از دیدار او

گر مرا بینی عجب مانی فرو درکار من

تا دگر باره چرا عاجز شدم درکار او

هر شبی‌ گویم‌ که مهمان آرمش برخوان‌ خویش

تا مگرگیرم زمانی بهره ازگفتار او

بازگویم کز دو چشم من جهان پرگل شود

چون زمین پرگل شود مشکل شود رفتار او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق می‌گوید. او بارها به عشقش فکر می‌کند و از دیدار او شوق و اشتیاق دارد. شاعر در تلاش است تا با او ارتباط برقرار کند و از گفتار و حضور او بهره‌مند شود. همچنین اشاره کرده که اگر چشم او را ببیند، جهان برایش زیبا و پرگل می‌شود و این زیبایی باعث می‌شود که رفتار معشوقش دشوارتر به نظر برسد. در مجموع، شاعر از عشق و اشتیاق و همچنین چالش‌های ناشی از آن سخن می‌گوید.