نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷ امیر معزی

امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

کی نهم روی دگرباره بر آن روی چو ماه

کی زنم دست دگرباره در آن زلف سیاه

بروم روی بر آن روی نهم کامد وقت

بشوم دست بدان زلف زنم کامد گاه

ای پسر چند کنم بی‌لب خندان تو صبر

وی صنم چندکشم در غم هجران تو آه

چند دارم ز پی وعده تو گوش به در

چند دارم زپی رقعهٔ تو چشم به‌راه

هست پیوسته تورا خواب در آن چشم دژم

هست همواره تورا تاب در آن زلف دو تاه

خواب در چشم به‌من درنگری روزبروز

تاب در زلف به‌من درگذری ماه به‌ماه

اشک من لؤلؤ و یاقوت شود چون تو به من

با کلاه و کمر از دورکنی ژرف نگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و longing (اشتیاق) صحبت می‌کند. شاعر به توصیف زیبایی معشوق می‌پردازد و از غم فراق و انتظارش می‌گوید. او به زلف‌های سیاه و چهره زیبا اشاره می‌کند و از اینکه چقدر سخت است بدون لبخند معشوق صبر کند. شاعر از شب و روز برای دیدن او انتظار می‌کشد و خواب‌هایش تنها درباره‌ی اوست. درنهایت، احساسات عمیق و غم‌هایش را با تصویر اشک‌هایی شبیه لؤلؤ و یاقوت بیان می‌کند.