شمارهٔ ۴۹ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سنبل است آنکه تو از لاله برانگیختهای
یا بنفشه است که بر طرف چمن ریختهای
یا بر آن عزم که اسلام مرا کفر کنی
پرده کفر ز اسلام در آویختهای
ای برآمیخته هر روز یکی رنگ دگر
این چه رنگ است که امروز بر آمیختهای
تا که بر لعل و شکر بیختهای گرد عبیر
خاک بر روی همه خستهدلان بیختهای
چه بلایی تو که از بهر تبه کردن دل
روی بنموده و دل برده و بگریختهای
نه همانا که به صد سال توانند نشاند
این خصومت که تو امسال برانگیختهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات و تنوع حالتی که شخص در روابط عاشقانه تجربه میکند میپردازد. شاعر از زیبایی و تغییرات ظاهری معشوق صحبت میکند و از او میپرسد که چه رنگ و حالتی را امروز به خود گرفته است. او همچنین به تاثیراتی که این زیبایی و تبدیل قلبها بر روی دیگران میگذارد، مینگرد و به نوعی به تخریب قلبها و احساسات اشاره میکند. در نهایت، به این نکته میپردازد که این خصومت و تغییرات عاطفی میتواند مدتها ادامه یابد و آثار آن دیرپا باشد.