شمارهٔ ۵۱ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
آن روی به نیکویی خورشید جهانستی
وان یار به زیبایی چون حور جنانستی
خونخواره دو چشم او چون در نگرد شاید
گویی که دو جادو را آهنگ به جانستی
گر راز دو زلفینش ایام بدانستی
شوریده شدی عالم خورشید نهان استی
کافر بشدی مؤمن, مؤمن بشدی مرتد
گر راه وصال او بر خلق بیانستی
ور قیصر رومی را زنار رفیقستی
راهش نشدی پنهان عیبش نه عیانستی
ور نعرهٔ مستان را در هجر خطر بودی
دایم رقم دولت سروی و بنانستی
گر زخم فراق او بر کوه گذر کردی
کُه را به جهان اندر چون موی میانستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که شاعر او را به خورشید و حوریهای بهشت تشبیه میکند. شاعر به تأثیر شگفتانگیز چشمان او اشاره میکند که مانند جادوگری بر جان افراد تأثیر میگذارد. او در ادامه میگوید اگر کسی از راز زیباییهای محبوب آگاه باشد، دچار جنون عاشقانه خواهد شد. همچنین، بُعدی از عشق را مطرح میکند که میتواند دین افراد را تحت تأثیر قرار دهد و از آنها کافر یا مؤمن بسازد. در نهایت، شاعر به شدت درد و فراق ناشی از دوری محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند مانند او در دنیا وجود داشته باشد.