شمارهٔ ۶۰ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دوست دارم که برآشوبی و بیداد کنی
شادیی کن که مرا با غم و فریاد کنی
زاتش عشق چو پولاد بتابی دل من
پس دل خویش چو ناتافته پولاد کنی
بهتو ای طرفهٔ بغداد نه زان دادم دل
که تو از دیدهٔ من دجلهٔ بغداد کنی
بندهٔ روی چو ماهت نه از آن شرط شدم
که مرا بیهده بفروشی و آزاد کنی
بندهٔ روی توام عاشق بیداد توام
بندهتر گردم و عاشقتر اگر داد کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و اشتیاق خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که با دلیری و شور و شوق، او را در غم و فریاد غرق کند. او از قدرت عشق صحبت میکند و میگوید که دلش مانند پولاد است که با اشتیاق معشوق، به شدت تاب میآورد. شاعر همچنین به زیبایی معشوقش اشاره میکند و بیان میکند که عشقش عمیقتر از آن است که بتواند به سادگی رها شود و هرچه بیشتر معشوق او را آزاد کند، وابستگی و عشقش هم بیشتر میشود.