شمارهٔ ۶۱ امیر معزی
امیر معزی نیشابوری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آه ازین کودکان مشکین موی
آه ازین دلبران زیباروی
رخ ایشان چو لاله بر سر کوه
قد ایشان چو سرو بر لب جوی
عالم از رنگ و بویشان چو نگار
چون گل و چون سمن به روی و به بوی
گاه تن را جدا کنند از جان
گاه زن را جدا کنند از شوی
زلف ایشان بهسان چوگان است
دل مسکین من چو گردان گوی
چون من مستمند مسکین دل
هر یکی را هزار بر سر کوی
گرچه در عشقشان چو موی شدم
در غزلشان همی شکافم موی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و دلربایی کودکان و دلبران اشاره میکند. او از ظرافت و جذابیت ظاهری آنها، همچون گل و سمن، صحبت میکند و به جذابیت موهایشان تشبیه میکند. شاعر به حال پریشانی دل خود نیز اشاره دارد و نشان میدهد که چطور عشق و زیبایی آنها او را دچار عذاب و شگفتی کرده است. در نهایت، او از این احساسات عاشقانه و پرشور سخن میگوید و به شکاف در غزلهایش در برابر این جذابیتها اشاره میکند.