غزل شمارهٔ ۱۰۴ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حسن تو بر ماه لشکر میکشد
عشق تو بر عقل خنجر میکشد
خدمتش بر دست میگیرد فلک
هر کرا دست غمت برمیکشد
دست عشقت هرکرا دامن گرفت
دامن از هر دو جهان درمیکشد
از بر تو گر غمیم آرد رسول
جان به صد شادیش در بر میکشد
از همه بیش و کمی در مهر و حسن
دل به هر معیار کت برمیکشد
آنکه میگوید که از زلفت به تنگ
باد شب تا روز عنبر میکشد
من که باری سر به رشوت میدهم
زلف تو با این همه سر میکشد
انوری بر پایهٔ تو کی رسد
تا قبولت پایه بر تر میکشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شدت عشق و زیبایی محبوب است. شاعر میگوید که محبت محبوبش بر عقل و دل او تاثیر عمیق میگذارد و همه چیز تحت تأثیر عشق او قرار میگیرد. هرگاه کسی به عشق او گرفتار شود، تمام چیزهای دنیا را فراموش میکند. حتی اگر پیامبری غم او را به دوش بکشد، عشق او باعث شادابی و سرور میشود. شاعر همچنین اشاره میکند که زیبایی و محبت محبوبش هیچ معیاری ندارد و به شدت بر دل انسانها تأثیر میگذارد. او در پایان میگوید که عشق او بسیار عمیقتر از آن است که کسی بتواند آن را درک کند.