غزل شمارهٔ ۱۱۵ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
حسن تو گر بر همین قرار بماند
قاعدهٔ عشق استوار بماند
از رخ تو گر بر این جمال بمانی
بس غزل تر که یادگار بماند
هر نفس از چرخ ماه را به تعجب
چشم در آن روی چون نگار بماند
بیتو مرا در کنارم ار بنمانی
خون دل و دیده در کنار بماند
از غم تو در دلم قرار نماندهست
با غم تو در دلی قرار بماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی است. شاعر به محبوب خود میگوید اگر زیباییاش را حفظ کند و عشق قوی باقی بماند، یادگارهای فراوانی به جا خواهد گذاشت. او تأکید میکند که فقدان محبوب باعث رنج و غم عمیق در دلش شده و هیچ آرامشی در کنار او نخواهد داشت. در واقع، عشق و حضور محبوب برای او سرشار از زیبایی و شگفتی است و بیاو، تنها درد و غم را تجربه میکند.