غزل شمارهٔ ۱۱۶ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
طاقت عشق تو زین بیشم نماند
بیش از این بیتو سر خویشم نماند
راست میخواهی نخواهم بیتو عمر
برگ گفتار کمابیشم نماند
شد توانگر جانم از تیمار و غم
زان دل بیصبر درویشم نماند
تا گرفتم آشنایی با غمت
در جهان بیگانه و خویشم نماند
چون کنم تدبیر کارت چون کنم
چون دل تدبیراندیشم نماند
انوری تا کی از این کافربچه
کاعتقاد مذهب و کیشم نماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به عمق عشق و جدایی اشاره میکند. او میگوید که طاقت عشق معشوقش دیگر برایش باقی نمانده و نمیتواند بیشتر از این بدون او زندگی کند. بیان میکند که غم و درد ناشی از عشق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و زندگی بدون او برایش غیرممکن است. همچنین، از احساس بیگانگی و دلتنگی خود در دنیای بدون معشوق سخن میگوید و در نهایت بر ناتوانیاش در انجام تدابیر لازم برای حل مشکلات ناشی از این عشق تأکید میکند. در پایان، شاعر به سردرگمی خود در مورد ایمان و عقایدش اشاره میکند.