نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۲ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هرکرا عشقت به هم برمی‌زند

عاقبت چون حلقه بر در می‌زند

طالعی داری که از دست غمت

هرکرا دستیست بر سر می‌زند

در هوای تو ملک پر بفکند

این‌چنین کت حسن بر در می‌زند

من کیم کز عشق تو بر سر زنم

بر سر از عشق تو سنجر می‌زند

عشق را در سر مکن جور و جفا

عشق با ما خود برابر می‌زند

رای وصلت خواستم زو هجر گفت

این حریف این نقش کمتر می‌زند

درد هجرانت گرم اشکی دهد

عشق صدبارم به سر بر می‌زند

این نه بس کز عیش تلخ من لبت

خندهٔ شیرین چو شکر می‌زند

تیر غمزه‌ت را بگو آهسته‌تر

گرنه اندر روی کافر می‌زند

تو نشسته فارغ اندر گوشه‌ای

وین دعاگو حلقه بر در می‌زند

عاشقی هرگز مباد اندر جهان

عاشقی با کافری بر می‌زند

از تو خوبی چون سخن از انوری

هر زمانی لاف دیگر می‌زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در موضوع عشق و تأثیرات آن بر دل و جان انسان است. شاعر به توصیف احساسات و دردهای ناشی از عشق می‌پردازد و به نوعی از وضعیت عشق و فاصله‌های آن سخن می‌گوید. اشاره می‌کند که عشق می‌تواند درد و رنج به همراه داشته باشد، اما در عین حال زیبایی و لذت نیز در خود دارد. شاعر همچنین به معضلات مربوط به هجران و درخواست وصال می‌پردازد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق با سختی‌ها و چالش‌های خود همراه است. این اثر به وضوح نشان‌دهنده احساسات عمیق و پیچیده‌ی انسانی در مواجهه با عشق و جدایی است.