غزل شمارهٔ ۱۲۵ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر وفا با جمال یار کند
حلقه در گوش روزگار کند
ماه دست از جمال بفشاند
گر بر این پای استوار کند
نازها میکند جفا آمیز
ور بنالم یکی هزار کند
با چنین اعتماد بر خوبی
نکند ناز پس چه کار کند
چشمش از پیشهها جفا داند
زلفش از کارها شکار کند
این دعا خوش بر آستین بندد
وین سزا نیک در کنار کند
دل و دینم ببرد و سود کنم
گر بر این مایه اختصار کند
بارکش انوری که یارگر اوست
زین بتر صد هزار بار کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وفا به محبوب است. شاعر بیان میکند که اگر محبوب به دلش وفا کند، روزگار را تحت تأثیر قرار میدهد. او زیبایی محبوب را ستایش کرده و از ناز و جفاهای او سخن میگوید. شاعر با اشاره به دل و دین خود، ابراز میکند که عشق به محبوب برایش مهمتر از هر چیزی است و حتی میتواند به خاطر او از همه چیز دست بکشد. در نهایت، او به زیبایی و قدرت عشق اشاره کرده و میگوید که بارکش عشق کسی است که همواره در کنار محبوبش میماند.