غزل شمارهٔ ۱۲۳ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرچ از وفا به جای من آن بیوفا کند
آنرا وفا شمارم اگرچه جفا کند
با آنکه جز جفا نکند کار کار اوست
یارب چه کارها کند او گر وفا کند
آزادگان روی زمینش رهی شوند
گر راه سرکشی و تکبر رها کند
از کام دل رها کندش دست روزگار
آنرا که دست عشق وی از دل جدا کند
از بس که کبریای جمالست در سرش
بر عاشقان سلام به کبر و ریا کند
گر فوت گرددش همهٔ عمر یک جفا
خوی بدش قرار نگیرد قضا کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مفهوم وفا و بیوفایی میپردازد و میگوید اگر کسی بخواهد به جای وفا تنها جفا کند، حتی اگر آن را وفا بنامیم، باز هم حقیقت جفا در آن نهفته است. او به یارب دعا میکند که اگر این فرد به راه راست برگردد و از تکبر و سرکشی دست بردارد، آزادگان از او پیروی خواهند کرد. شاعر همچنین به محبت و عشق اشاره میکند و میگوید اگر کسی بخواهد از دل عاشقان جدا شود یا به دیگران بیاحترامی کند، این موضوع بر او تاثیری منفی خواهد داشت. در نهایت، او بر این نکته تاکید دارد که اگر فردی حتی یک بار نیز جفا کند، رفتار بد او همیشه بر جا خواهد ماند.