غزل شمارهٔ ۱۲۴ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
نوبت حسن ترا لطف تو گر پنج کند
عشق تو خاک تلف بر سر هر گنج کند
قبلهٔ روی ترا هرکه شبی برد نماز
چار تکبیر دگر روز بر این پنج کند
نرگس مست تو هشیارترین مرغی را
سینه چون نار کند چهره چو نارنج کند
عقل بر سخت لبت را به سخن گفت این است
زانکه در مهد همی طفل سخنسنج کند
رخ و اسبی بنهد روز و رخت را آنکس
کز مه یک شبه هر مه رخ شطرنج کند
غم و رنج تو اگر نام و نشانم ببرد
بیغم و رنج مبادم اگرم رنج کند
دامن چون تو پری دست گهر گیرد و بس
وای آنکس که طمع در تو به نیرنج کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از تأثیر محبت و جذبه معشوق بر خود میگوید و اشاره میکند که عشق او میتواند هر غم و رنجی را تحمل کند. او به زیبایی چهره و کمالات معشوق اشاره کرده و میگوید که عشق او موجب شده است تا تمام مشکلات را فراموش کند. شاعر به گرد عشق معشوق میچرخد و زیبایی او را همچون گنجی باارزش توصیف میکند که تنها دارای دسترسی به آن کسی است که عاشق واقعی است. در نهایت، شاعر به خطر طمع ورزیدن به معشوق اشاره میکند و میگوید که فقط او لایق و شایستهٔ عشق اوست.