غزل شمارهٔ ۱۲۹ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حسن تو عشق من افزون میکند
عشق او حالم دگرگون میکند
غمزهای از چشم خونخوارش مرا
زهره کرد آب و جگر خون میکند
خندهٔ آن لعل عیسی دم مرا
هر دمی از گریه قارون میکند
بر تنم یک موی ازو آزاد نیست
من ندانم تا چه افسون میکند
حسن او در نرد خوبی داو خواست
خطش اکنون داو افزون میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و جذبه معشوق سخن میگوید که عشق او حال و روزش را تغییر میدهد. نگاهی از چشمهای معشوق، او را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و درد و رنجی عمیق در او ایجاد میکند. خندههای معشوق او را به گریه میاندازد و حتی یک تار موی او هم برای شاعر گرانبهاست. شاعر نمیداند که این جذبه و افسون چقدر بر او تأثیر میگذارد و در نهایت حسن و زیبایی معشوق باعث میشود که جدالها و محبتها در عشق او بیشتر شوند.