غزل شمارهٔ ۱۳۱ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زلفش اندر جور تلقین میکند
رخ پیاده حسن فرزین میکند
در رکابش حسن خواهد رفت اگر
اسب حسن این است کو زین میکند
بر کمالش خط نقصان میکشد
هرکه اندر حسن تحسین میکند
با رخ و دندانش روز و شب فلک
پوستین ماه و پروین میکند
بر سر بازار عشقش در طواف
دل کنون دلالی دین میکند
با چنین تمکین نباشد کار خرد
گر فلک را هیچ تمکین میکند
هرچه دستش در تواند شد ز جور
بر من مهجور مسکین میکند
عیش تلخ من کند معلوم خلق
گرچه بازیهای شیرین میکند
با که خواهد کرد از گیتی وفا
کز جفا با انوری این میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از تأثیر آن بر دل و جان شاعر سخن میگوید. معشوق با زلف و چهرهاش دنیایی از احساسات را برمیانگیزد و هرچند که زیباییاش بینظیر است، اثرات تلخ عشق و جفا را نیز بر دل عاشق وارد میکند. شاعر با بیان احساسات عمیق خود از عشق و درد فراق، به جدایی و بیوفایی اشاره میکند و در نهایت، تلخی عیش و ناامیدی را به تصویر میکشد. این شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و غم است.