غزل شمارهٔ ۱۳۶ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
دوش آنکه همه جهان ما بود
آراسته میهمان ما بود
سوگند به جان ما همی خورد
گر چند بلای جان ما بود
بودش همه خرمی و خوبی
شکر ایزد را که آن ما بود
از طالع سعد ما براند
فالی که نه در گمان ما بود
بنشست میان ما و برخاست
آزار که در میان ما بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از وجود یک شخص خاص صحبت میکند که تمام جهان او را تشکیل داده و میهمان زندگیاش بوده است. او به وفاداری و محبت آن شخص قسم میخورد، حتی اگر مشکلاتی برایش به وجود بیاورد. شاعر به زیبایی و خوبیهای آن فرد اشاره میکند و از خداوند بابت وجود او سپاسگزاری میکند. همچنین به طالع و فال اشاره میکند که باعث جدایی یا آزار میان آنها شده است. در کل، شعر حس عمیق محبت و ناامیدی را به تصویر میکشد.