نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۳ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز عمرم بی‌تو درد دل فزاید

گر این عمرم نباشد بی تو شاید

دلم را درد تو می‌باید و بس

عجب کو را همی راحت نیاید

مرا این غم که هرگز کم مبادا

بحمدالله که هردم می‌فزاید

به دست هجر خویشم باز دادی

که تا هردم مرا رنجی نماید

اگر لافی زدم کان توام من

بدین جرمم چه مالش واجب آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره درد و رنجی است که شاعر به خاطر جدایی از محبوبش متحمل می‌شود. او بیان می‌کند که زندگی‌اش بدون معشوق meaningless و دردناک است و هر روز این غم بیشتر می‌شود. شاعر از هجران یاد می‌کند و می‌گوید که این جدایی به او رنج می‌دهد و حتی اگر بخواهد به همدیگر نزدیک شود، به خاطر عشقش این درد غیرقابل اجتناب است. در نهایت، شاعر از عذاب‌های ناشی از عشق صحبت می‌کند و می‌پرسد آیا به خاطر این عشق و رنجش، گناهی بر او وارد است؟