نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵۶ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به عمری در کفم یاری نیاید

ور آید جز جگرخواری نیاید

بنامیزد ز بستان زمانه

ز گل قسمم به جز خاری نیاید

کنون نقشم کسی می‌باز مالد

که با او از دوشش چاری نیاید

به جانی بوسه‌ای می‌خواستم گفت

به هر جانی یکی باری نیاید

مرا در مذهب عشقش گر او اوست

ز ده سجاده زناری نیاید

به صرف جان چو در بازار حسنش

به صد دینار دیداری نیاید

برو چون کیسه‌ای دوزم که هرگز

مرا در کیسه دیناری نیاید

مرا گوید نیاید هیچت از من

چه گویم گویمش آری نیاید

مبند ای انوری در کار او دل

ترا زو رونق کاری نیاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به مشکلات و ناکامی‌های عشق و امید می‌پردازد. او بیان می‌کند که در زندگی هیچ یاری و خوشحالی به دست نمی‌آورد و هرچه تلاش کند، به جز غم و درد نصیبش نمی‌شود. عشق او به کسی است که به او وفا نمی‌کند و در مقابل درک و محبت، فقط سختی نصیبش می‌گردد. او نشان می‌دهد که هرگونه تقاضا و آرزویی از طرف محبوبش بی‌نتیجه است و به نوعی به ناامیدی در عشق اشاره می‌کند. شاعر در نهایت از ناامیدی خود در عشق و زندگی می‌گوید و از دلشکستگی و بی‌نتیجه بودن تلاش‌هایش در این مسیر سخن می‌گوید.