نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۳ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای غم تو جسم را جانی دگر

جان نیابد چون تو جانانی دگر

ای به زلف کافر تو عقل را

هر زمانی تازه ایمانی دگر

وی ز تیره غمزهٔ تو روح را

هر دم اندر دیده پیکانی دگر

نیست بر اثبات یزدان نزد عقل

از تو بهتر هیچ برهانی دگر

گر ببیند روی خوبت اهرمن

بی‌گمان گوید که یزدانی دگر

ای فرو برده به وصلت از طمع

هر دلی بیهوده دندانی دگر

وی برآورده ز عشقت در هوس

هر کسی سر از گریبانی دگر

نیست بیمار غم عشق ترا

بهتر از درد تو درمانی دگر

دل به فرمانت به ترک جان بگفت

ای به از جان هست فرمانی دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد و بیان می‌کند که غم و عشق معشوق چنان عمیق و خاص است که هیچ چیز دیگر نمی‌تواند جایگزین آن شود. شاعر به احساسات شدید خود اشاره می‌کند و می‌گوید که معشوق، عقل و ایمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و زیبایی‌اش به قدری است که حتی اهریمن هم آن را خدایی دیگر می‌داند. در نهایت، شاعر به تسلیم دل و جانش به عشق معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ درمانی بهتر از درد عشق او وجود ندارد.