غزل شمارهٔ ۱۶۷ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا در عاشقی جانی زیانگیر
وگرنه جای بازی نیست جانگیر
جهان عاشقی پایان ندارد
اگر جانت همی باید جهانگیر
مرا گویی چنین هم نیست آخر
چنان کت دل همی خواهد چنانگیر
من اینک در میان کارم ای دل
سر و کاری همی بینی کرانگیر
در آن میزنی کز غم شوی خون
برو هم عافیت را آستانگیر
به بوی وصل خود رنگش نبینی
به حرمت جان هجران در میانگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره عشق و دردها و پیچیدگیهای آن هستند. شاعر میگوید که عشق واقعی بدون زحمت و درد نیست و این تجربهای بیپایان و عمیق است. او به دل خود میگوید که اگرچه ممکن است در کارها مشغول باشد، اما باید به احساسات و واقعیتهای عمیقتری توجه کند. در نهایت، او به تسلیم شدن در برابر وصال و تلاشی برای فاصلهگذاری از دردها و غمها اشاره میکند.