نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶۵ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای شده از رخ تو تاب قمر

وی شده از لب تو آب شکر

از رخ و زلف خویش در عالم

فتنه‌ای در فکندی ای دلبر

چهره پنهان مکن که در خوبی

چون تو صاحب جمال نیست دگر

عاشقان ترا بدین اومید

تا ببینندت ای پری پیکر

در هوای تو مانده‌اند به درد

چهره پر خون و سینه پر اخگر

نیست چون انوری یکی عاشق

با لب خشک و با دو دیدهٔ تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به وصف چهره دلربا و لبانی شیرین اشاره می‌کند و از تاثیر عمیق آن بر عاشقان صحبت می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که زیبایی‌اش را پنهان نکند، زیرا هیچ‌کس به اندازه او زیبا نیست. عاشقان به خاطر دیدن او در درد و رنج به سر می‌برند و شاعر خود را به عنوان یک عاشق بی‌نظیر معرفی می‌کند که با وجود خشکی لب و چشمان اشک‌آلود، همچنان به عشقش پایبند است.