غزل شمارهٔ ۱۶۸ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای جهان را به حضرت تو نیاز
در جاه تو تا قیامت باز
درگهت قبلهای که در که و مه
خدمت او فریضه شد چو نماز
گره ابروی سیاست تو
آشتی داده کبک را با باز
نظر رحمت و رعایت تو
ایمنی داده آز را ز نیاز
در زوایای سایهٔ عدلت
فتنه در خواب کرده پای دراز
گر جهان را بود ز حزم تو سد
مرگ حیران ز دهر گردد باز
ور فلک را بود ز رای تو مهر
در شب تا ابد کنند فراز
آن حقیقت کمال تست که نیست
آسمان را درو محال مجاز
وان سعادت وجود تست که نیست
حدثان را برو امید جواز
ای ز جاهت شب ستم در سنگ
خرمت باد روز سنگانداز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن ناظر به نیاز جهان و مردم به مقام و جایگاه الهی است. در آن به اهمیت و عظمت خداوند اشاره شده و بیان میشود که قدرت و سیاست الهی باعث آشتی و امنیت میشود. همچنین، برکات و رحمتهای خداوند، جلوی فتنهها و فتنهانگیزیها را گرفته و برای انسانها آرامش و آسایش به ارمغان میآورد. متن در نهایت به شرایطی اشاره میکند که در سایه این قدرت الهی، تیرهبختی و ظلم از بین میرود و روزگار به آرامش میرسد.