نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۳ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

جانا به غریبستان چندین بنماند کس

باز آی که در غربت قدر تو نداند کس

صد نامه فرستادم یک نامهٔ تو نامد

گویی خبر عاشق هرگز نرساند کس

در پیش رخ خوبت خورشید نیفروزد

در پیش سواران خر هرگز بنراند کس

هر کو ز می وصلت یک جام بیاشامد

تا زنده بود او را هشیار نخواند کس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غم و غربت عاشق اشاره دارد. شاعر به یاد محبوب خود و تنهایی‌اش در دوری از او می‌نویسد. او به این نکته اشاره می‌کند که هیچ کس قدر و ارزش محبوب را نمی‌داند و تلاش‌هایش برای ارتباط با او بی‌نتیجه مانده است. همچنین، او به زیبایی محبوب و برتری‌اش نسبت به دیگران اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ کس در زندگی‌اش نمی‌تواند او را هشیار و آگاه نگه دارد. این ابیات نشان‌دهنده‌ی حسرت و دلتنگی شاعر برای محبوبش است.