غزل شمارهٔ ۱۷۶ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوش در ره نگارم آمد پیش
آن به خوبی ز ماه گردون بیش
گشته از روی و زلف خونخوارش
خاک گلرنگ و باد مشک پریش
چون مرا دید ساعتی از دور
آن بت نیکخواه نیکاندیش
به اشارت نهان ز دشمن گفت
کالسلام علیک ای درویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبا رویی از معشوق اشاره میکند که حتی از ماه هم زیباتر است. او به توصیف جلوههای دلانگیز معشوق میپردازد و به زیباییهای چهره و موهای او اشاره میکند. وقتی معشوق شاعر را از دور میبیند، به آرامی سلامی به او میکند و نشان میدهد که او نسبت به شاعر نیکنهاد و مهربان است.