نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۷۷ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به جان آمد مرا کار از دل خویش

غمی گشتم ز کار مشکل خویش

در آن دریا شدستم غرقه کآنجا

بجز غم می‌نبینم ساحل خویش

به راه وصل می‌پویم ولیکن

همه در هجر بینم منزل خویش

مبادا هیچ آسایش دلم را

اگر جز رنج بینم حاصل خویش

اگر کس قاتل خود بود هرگز

منم آن‌کس نخستین قاتل خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق غم و ناامیدی شاعر است. او از مشکلات و غم‌هایی که در دلش دارد، رنج می‌برد و تلاش می‌کند به وصالی برسد، اما در طول این مسیر فقط هجر و جدایی را می‌بیند. شاعر به شدت تحت فشار احساساتش است و از اینکه هیچ آسایشی نخواهد داشت، ابراز نگرانی می‌کند. او همچنین به نوعی به خودکشی یا آسیب به خود اشاره می‌کند و خود را نخستین قاتل خویش می‌داند. این شعر عمق بحران‌های روحی و عاطفی را به تصویر می‌کشد.