نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۲ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعل

به دو چشم تو که تا زنده‌ام

تو خداوندی و من بنده‌ام

سر زلف تو گواه من است

که من از بهر رخت زنده‌ام

به رخ خویش ننازی چنان

که من از عشق تو نازنده‌ام

چه زنم خنده که در عشق تو

ز دو صد گریه بود خنده‌ام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق عمیق خود اشاره می‌کند و از چشم‌های معشوقه‌اش سخن می‌گوید که برای او همانند خداوند است. او بیان می‌کند که زندگی‌اش به خاطر عشق اوست و زلف‌های او گواهی است بر این عشق. شاعر همچنین تأکید می‌کند که زیبایی‌های معشوق او را تحت تأثیر قرار داده و هر شادی او به خاطر عشق معشوق است، حتی اگر به ظاهر شاد باشد، در باطن ممکن است از غم عشق رنج ببرد.