غزل شمارهٔ ۱۸۴ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یعلمالله که دوستدار توام
عاشق زار بیقرار توام
بیتو ای جان و دیدهٔ روشن
چون سر زلف تابدار توام
در سر من خمار انده تست
تا که بیروی چون نگار توام
ارغوانم چو زعفران بیدرد
تا که بیچشم پر خمار توام
هر شبی در کنار غم جستم
تا چرا دور از کنار توام
یار درد و غمم مدار که من
آخر ای ماهروی یار توام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و دلتنگی است. شاعر به معشوق خود ابراز عشق میکند و میگوید که بدون او آرامش ندارد. او خود را به زعفران و ارغوان تشبیه میکند که بدون معشوق بیدرد هستند. شاعر به یاد غمهایش و دوری از یار اشاره میکند و از او میخواهد که دلتنگیهایش را درک کند، زیرا او در واقع تصویر و ماه روی یار خود است.