غزل شمارهٔ ۱۹ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
رخت مه را رخ و فرزین نهادست
لبت بیجاده را صد ضربه دادست
چو رویت کی بود آن مه که هر مه
سه روز از مرکب خوبی پیادست
کجا دیدست بیجاده چنان خال
که فرزین بند نعلت را پیادست
ز مادر تا تو زادی کس ندیدست
که یک مادر مه و خورشید زادست
از این سنگین دلی با انوری بس
که بیتو سنگها بر دل نهادست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و دلعجز محبوب میپردازد. شاعر میگوید که چهره محبوبش مانند ماهی است که هر ماه به زیباییاش افزوده میشود. او به شکلی استعاری بیان میکند که کسی در دنیا مانند محبوب او وجود ندارد و حتی مادرش نیز همچون او زیباست. در نهایت، شاعر از سنگینی دل و دلتنگی ناشی از دوری محبوب مینالد و بیان میکند که عشق به او چنان سنگینی دارد که سنگها را بر دلش گذاشته است.