نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۱۵ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نو به نو هر روز باری می‌کشم

بار نبود چون ز یاری می‌کشم

ناشکفته زو گلی هرگز مرا

هر زمان زو رنج خاری می‌کشم

گر بلایش می‌کشم عیبم مکن

کین بلا آخر به کاری می‌کشم

زحمت سرمای سرد از ماه دی

بر امید نوبهاری می‌کشم

عشق هر دم در میانم می‌کشد

گرچه خود را بر کناری می‌کشم

کار من روزی شود همچون نگار

کاین غم از بهر نگاری می‌کشم

فخر وقت خویشتن دانم همی

اینکه از خصمانش عاری می‌کشم

بار او نتوان کشید از هجر و وصل

پس مرا این بس که باری می‌کشم

تو مرا گویی کشیدی درد و غم

من چه می‌گویم که آری می‌کشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر دل‌نبردی شاعر با عشق و رنج‌هایی است که به دلیل آن متحمل می‌شود. او به طور مکرر باری سنگین را بر دوش خود حس می‌کند که ناشی از عشق و فراق است. به رغم درد و رنج، شاعر به امید بهار و زیبایی‌های جدید در زندگی ادامه می‌دهد و نشان می‌دهد که عشق برای او همواره یک فرآیند طاقت‌فرسا اما مقدس است. او به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه دیگران او را بخاطر احساساتش قضاوت می‌کنند، اما او این بار را به خاطر عشق و زیبایی می‌کشد و این کار را به عنوان افتخار خود می‌داند. در نهایت، او می‌گوید که درد و غم زندگی جزء جدایی‌ناپذیر تجربیات اوست.