غزل شمارهٔ ۲۲ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
کارم ز غمت به جان رسیدست
فریاد بر آسمان رسیدست
نتوان گلهٔ تو کرد اگرچه
از دل به سر زبان رسیدست
در عشق تو بر امید سودی
صد بار مرا زیان رسیدست
هرجا که رسم برابر من
اندوه تو در میان رسیدست
این آب ز فرق برگذشته است
وین کارد بر استخوان رسیدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده عمق درد و غم ناشی از عشق است. شاعر بیان میکند که رنج و غم عشق به جانش رسیده و فریادش به آسمان بلند شده است. هرچند که نمیتواند گلایه کند، اما دردش به زبانش میآید. او در این عشق امیدی نمیبیند و بارها آسیب دیده است. در هر جا که میرود، اندوه معشوق در دلش حاضر است. در نهایت، احساس میکند که این درد و رنج بسیار عمیق و جدی است.