غزل شمارهٔ ۲۴۸ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
شکستی عهد من یکسر دریغا روزگار من
دلم جفت عنا کردی به هجرم مبتلا کردی
وفا کردم جفا کردی دریغا روزگار من
دلم در عشق تو خون شد خروش من به گردون شد
امید من دگرگون شد دریغا روزگار من
تو با من دل دگر کردی به شهر و ده سمر کردی
شدی بار دگر کردی دریغا روزگار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از دلبرش شکایت میکند که با بازگشتش، باعث درد و اندوه او شده است. او به شکستن عهد و وفا نکردن دلبر اشاره میکند و از هجر و ناکامیهای خود مینالد. دلم بر اثر عشق، خون شده و امیدش از بین رفته است. دلبر با رفتار خود زندگی او را دگرگون کرده و شاعر از این وضعیت ابراز ناراحتی میکند.