غزل شمارهٔ ۲۵۳ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ترک من ای من سگ هندوی تو
دورم از روی تو دور از روی تو
بر لب و چشمت نهادم دین و دل
هر دو بر طاق خم ابروی تو
من به گردت کی رسم چون باد را
آب رویت پی کند در کوی تو
گویی از من بگذران مینگزرد
این کمان را هم تو و بازوی تو
نیست یک نیرنگ تو بیبوی خون
گر مرا رنگیست در پهلوی تو
روز را رویت به سیلی خواست زد
گر نه دستی برنهادی موی تو
زلف مرزنگوش را دور قبول
با سری شد با سر گیسوی تو
ماهی از خوبی خطا گفتم نهای
پوست سوی اوست مغز از سوی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف دلبستگی و عاشقانهگی شاعر به معشوقش میپردازد. شاعر از دوریاش از معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که همه چیزش را بر روی لب و چشمان معشوق گذاشته است. او احساس میکند که به گرد معشوق نمیرسد و حتی باد هم نمیتواند در کوی معشوق به او نزدیک شود. شاعر اشاره میکند که معشوقش همچون کمانی است که او را به سمت خود میکشد و هیچگونه نیرنگی در او نیست. او همچنین از زیبایی معشوق و تاثیر آن بر خود میگوید و در نهایت بیان میکند که خوبی معشوق او را از حقیقت دور کرده است. شعر به صورت انتزاعی و عاطفی، عشق را در ابراز احساسات و توصیف زیباییها به تصویر میکشد.