غزل شمارهٔ ۲۵۸ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن
ای ایزد از لطافت محضت بیافریده
واندر کنار رحمت و لطفت بپروریده
لعلت به خنده توبهٔ کروبیان شکسته
جزعت به غمزه پردهٔ روحانیان دریده
بر گلبن اهل چو تو یک شاخ ناشکفته
در بیشهٔ ازل چو تو یک مرغ ناپریده
مشاطگان عالم علوی ز رشک خطت
حوران خلد را به هوس نیل برکشیده
ای سایهٔ کمال تو بر شش جهت فتاده
واوازهٔ جمال تو در نه فلک شنیده
ای از خیال روی تو اندر خیال هرکس
ماه دگر برآمده صبحی دگر دمیده
در آرزوی سایهٔ قد تو هر سحرگه
فریاد خاک کوی تو بر آسمان رسیده
ما را به رایگان بخر از ما و داغ برنه
ای درد و داغ عشق ترا ما به جان خریده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش ایزد و زیباییهای او پرداخته است. شاعر به لطافت و رحمت خداوند اشاره میکند و میگوید که آفریدگان او در کنار این رحمت پرورش یافتهاند. او زیبایی خدا را با مروارید و سیمای فرشتگان مقایسه میکند و عشق و آرزوی انسانها به او را بیان میکند. شاعر در این اشعار به توانایی و کمال خداوند اشاره کرده و از روحانیان و حوران به خاطر زیبایی و عظمت او سخن میگوید. در نهایت، او به عشق و آلامی که برای خداوند متحمل شدهاند، اشاره کرده و خواستار خریداری خود از سوی خداوند است.