غزل شمارهٔ ۲۶۲ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
سهل میگیرم چو با ما کردهای
گرچه میگیرم که عمدا کردهای
من خود از سودای تو سرگشتهام
هر زمان با من چه صفرا کردهای
کشتی صبرم شکسته از غمت
چشمم از خونابه دریا کردهای
جان نخواهم برد امروز از تو من
وصل را چون وعده فردا کردهای
ناز دیگر میکنی هر ساعتی
شادباش احسنت زیبا کردهای
روی خوبت را بسی پشتی ز موست
این دلیریها از آنجا کردهای
انوری چون در سر کار تو شد
بر سر خلقش چه رسوا کردهای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساسات عمیق و متناقض خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از اینکه معشوق با او بازی میکند و عمدا او را آزرده خاطر کرده، ابراز نارضایتی میکند. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق قرار دارد و از غم و درد ناشی از جدایی رنج میبرد. او صبرش به سر آمده و از کارهایی که معشوق انجام داده، غمگین و ناامید است. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق اشاره کرده و به ناز و عشوههای او در هر لحظه میپردازد. در نهایت، او به وضعیت خود به عنوان شخصی رسوا به خاطر عشقش اشاره میکند.