غزل شمارهٔ ۲۶۸ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
جانا به کمال صورتیای
در حسن و جمال آیتیای
وصف رخ تو چگونه گویم
میدان که به رخ قیامتیای
با وصل تو ملک جم نخواهم
زیرا که تو به ز ملکتیای
انصاف اگر دهیم جانا
آراسته خوب صورتیای
گفتی که تراام انوری باش
لیکن چه کنم که ساعتیای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و کمال معشوق خود اشاره میکند و او را نماد حسن و جمال میداند. او از توصیف چهره معشوق عاجز است و میگوید که زیباییاش فراتر از وصف است. شاعر همچنین بر این باور است که با وجود تمامی زیباییها، هرگز پادشاهی را با وصال معشوق خود برابر نمیداند. در نهایت، او به عدم توانایی خود در تحقق خواسته معشوق اشاره میکند و احساس ناامیدیاش را بیان میکند.