غزل شمارهٔ ۲۷۱ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
یا بدان رخ نظری بایستی
یا از آن لب شکری بایستی
یا مرا در غم و اندیشهٔ او
چون دل او دگری بایستی
نیست از دل خبرم در غم او
از دل او خبری بایستی
مدتی تخم وفا کاشته شد
بجز امید بری بایستی
آخر این تیره شب عیش مرا
سالها شد سحری بایستی
یارب این یارب بیفایده چیست
آخر این را اثری بایستی
رشتهٔ صحبت ما را پس از این
به از این پا و سری بایستی
همه بگذاشتم آخر به دلش
انوری را گذری بایستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساسات و اوضاع درونی خود میپردازد. او از عشق و دلتنگی صحبت میکند و میگوید که یا باید به چهره معشوق نظر کند، یا لبخند او را ببیند. او در غم و اندیشه معشوق به سر میبرد و میخواهد از دل او خبری دریافت کند. شاعر همچنین از مدت زمانی که به وفا و امید مشترک پرداخته است، میگوید و احساس میکند که عیش و لذت او به تاریکی و ناکامی تبدیل شده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید رابطه خود را بهبود بخشد و برای ادامه این رابطه تلاش کند.