غزل شمارهٔ ۲۸ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر شکن در زلف تو از مشک دالی دیگرست
هر نظر از چشم تو سحر حلالی دیگرست
ناید اندر وصف کس آن چشم و زلف از بهر آنک
در خیال هرکس از هریک خیالی دیگرست
هرچه دل با خویشتن صورت کند زان زلف و چشم
عقل دوراندیش گوید آن مثالی دیگرست
هرکسی زان چشم و زلف اندر گمانی دیگرند
وان گمانها نیز از هریک محالی دیگرست
گرچه در عین کمالست از نکویی گوییا
از ورای آن کمال او کمالی دیگرست
من به حالی دیگرم از عشق او هر لحظهای
زانکه او در حسن هر ساعت به حالی دیگرست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و بیانگر این است که هر جنبهای از زلف و چشم او ویژگیهای خاص و منحصر به فردی دارد. شاعر اشاره میکند که هر فردی که به او نگاه میکند، برداشت و خیالی متفاوت دارد و این برداشتها به هیچ عنوان مشابه نیستند. همچنین، بیان میشود که عشق به معشوق و زیبایی او همهبار به طور مداوم در حال تغییر است و شاعر خود را در هر لحظه تحت تأثیر این عشق و زیبایی قرار میبیند. به طور کلی، شعر در مورد احساسات عمیق، تنوع برداشتها و زیباییهای بینظیر معشوق است.