نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۶ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی‌معنی

چه بود آخر ترا مقصود از این آزار بی‌معنی

نگار ازین جفا کردن بدان تا من بیازارم

روا داری که خوانندت جهانی یار بی‌معنی

وگر جایی دگر تیزست روزی چند بازارت

مشو غره نگارینا بدان بازار بی‌معنی

همی گفتی که تا عمرم ترا هرگز بنگذارم

کنون حیران بماندستم از این گفتار بی‌معنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از درد و رنجی که عشق برایش به ارمغان آورده سخن می‌گوید. او از محبوبش دل‌برده و به شدت آزرده خاطر است و می‌پرسد که هدف او از ایجاد این رنج‌ها چه بوده است. شاعر به محبوبش می‌گوید که او با بدرفتاری‌اش تنها باعث آزار او می‌شود و این رفتارها بی‌معنی است. همچنین اشاره می‌کند که اگر جایی دیگر خوب و خوش‌دل باشد، نباید به این فریب بخورد که اینجا هم همانگونه خواهد بود. او به یاری عشق و وعده‌های او که همیشه می‌گفت او را ترک نخواهد کرد، اشاره می‌کند و اکنون در بلاتکلیفی و حیرت مانده است.