غزل شمارهٔ ۳۱۱ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از من ای جان روی پنهان میکنی
تا جهان بر من چو زندان میکنی
آشکارا گشت رازم تا ز من
خندهٔ دزدیده پنهان میکنی
خون دلهای عزیزان ریختن
گرچه دشوارست آسان میکنی
زهره کی دارد به کردن هیچکس
آنچه تو از مکر و دستان میکنی
هرچه ممکن گردد از جور و جفا
با دل مسکین من آن میکنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که چرا با پنهانکاری و رفتارهای غیرشفافش او را رنج میدهد و دنیای او را به زندان تبدیل کرده است. او از رازهایی که میانشان وجود دارد سخن میگوید و بیان میکند که با وجود دشواریها، معشوق کارهای سخت را برای او آسان میکند. شاعر به مکر و فریب معشوق اشاره کرده و توضیح میدهد که او در برابر این رفتارها نمیتواند هیچ کاری انجام دهد و در نهایت با قلبی آسیبدیده، سختیها و ظلمهای معشوق را تحمل میکند.