نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۳ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باز آهنگ بلایی می‌کنی

قصد جان مبتلایی می‌کنی

با وفاداری که دربند تو شد

هر زمان قصد جفایی می‌کنی

کی شود واقف کسی بر طبع تو

زانکه طرفه شکلهایی می‌کنی

گه گهی گر می‌کنی ما را طلب

آن نه از دل از ریایی می‌کنی

کیمیای وصل تو ناید به دست

زانکه هر دم کیمیایی می‌کنی

هست هم چیزی درین زیر گلیم

یا مرا طال بقایی می‌کنی

گردی از عشاق کشتن شادمان

راست پنداری غزایی می‌کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوقه‌اش شکایت می‌کند که با آهنگ و زیبایی‌اش دل‌ها را می‌رباید و باعث درد و ناراحتی دیگران می‌شود. او به وفاداری‌هایی اشاره می‌کند که در عشقش گرفتار شده‌اند و از رفتارهای دوگانه معشوق گلایه دارد. شاعر می‌گوید که هر بار که معشوق صدای عشقش را به گوش می‌رساند، این لعن و نفرین بر دل او می‌نشاند و این زیبایی به سختی به دست می‌آید. در نهایت هم، شاعر به نوعی از ناامیدی و سردرگمی در عشق اشاره می‌کند و می‌پرسد آیا واقعاً کسی بر ماهیت واقعی معشوق واقف است یا نه.