نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در همه مملکت مرا جانیست

هر زمان پای‌بند جانانیست

در کنارم به جای دمسازی

تا سحرگه ز دیده طوفانیست

در کجا می‌خورد مرا غم عشق

در همه خانه‌ام یکی تا نیست

یک دم از درد عشق ناساید

دادم انصاف رنج‌کش جانیست

گفتم او را که صبر کن که به صبر

هر غمی را که هست پایانیست

این همه هست کاشکی باری

کار او را سری و سامانیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق و رنج‌های ناشی از آن است. شاعر به احساس تنهایی و غم عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در هیچ جا آرامش ندارد. او به یاری و همدردی نیاز دارد ولی هیچ کس در کنارش نیست. همچنین، شاعر به ضرورت صبر در برابر غم‌ها و این که هر ناراحتی روزی به پایان می‌رسد، تأکید می‌کند. در کل، شعر تأکید بر درد و رنج ناشی از عشق و در عین حال امید به بهبود و پایان این رنج‌ها دارد.