غزل شمارهٔ ۵ انوری
انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
کی بود ممکن که باشد خویشتنداری مرا
سود کی دارد به طراری نمودن زاهدی
چون ز من بربود آن دلبر به طراری مرا
ساقی عشق بتم در جام امید وصال
می گران دادست کارد آن سبکساری مرا
زان بتر کز عشق هستم مست با خصمان او
میبباید بردن او مستی به هشیاری مرا
زارم اندر کار او وز کار او هر ساعتی
کرد باید پیش خلق انکار و بیزاری مرا
این شگفتی بین و این مشکل که اندر عاشقی
برد باید علت لنگی و رهواری مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عمق احساسات و مشکلات عاشقانهاش اشاره میکند. او از دلبستگی به محبوبش و شرمندگی ناشی از این عشق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق به محبوبش او را به شدت گرفتار کرده و نمیتواند خود را کنترل کند. او به بی فایده بودن تلاش زاهدانه و خودداری از عشق اشاره میکند و حسرت میخورد که محبوبش او را از آنچه دارد، محروم کرده است. همچنین از ساقی عشق میخواهد که به او جام امید وصال بدهد و تأکید میکند که از عشقش مست است، در حالی که باید به هشیاری برگردد. در پایان، شاعر از زاری و انکار خود در برابر خلق سخن میگوید و به پیچیدگیهای عشق و مشکلات در آن اشاره میکند.