نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲ انوری

انوری ابیوردی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رایت حسن تو از مه برگذشت

با من این جور تو از حد درگذشت

آتش هجر توام خوش خوش بسوخت

آب اندوه توام از سر گذشت

نگذرد بر هیچ کس از عاشقان

آنچ دوش از عشق بر چاکر گذشت

گریهٔ من شور در عالم فکند

نالهٔ من از فلک برتر گذشت

دوش باز آمد خیالت پیش من

حال من چون دید از من درگذشت

دیده‌ام در پای او گوهر فشاند

تا چو می‌بگذشت بر گوهر گذشت

درگذشت اشک من از یاقوت سرخ

گرچه در زردی رخم از زر گذشت

پایهٔ حسنت به هر شهری رسید

لشکر عشقت به هر کشور گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دردناک خود درباره عشق و جدایی سخن می‌گوید. او از تأثیرات عاطفی عشق و هجران می‌نویسد و به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند. شاعر بیان می‌کند که عشق او به اندازه‌ای عمیق و شدید است که هیچ کس نمی‌تواند آن را درک کند. احساسات او به حدی قوی است که اشک‌ها و ناله‌هایش از مرزهای انسانی فراتر می‌روند. در پایان، به عظمت و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق او در تمامی شهرها گسترش یافته است.